آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 22 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

وقتی خاله مهکامه اومد خونمون

1392/4/4 16:35
نویسنده : شهرزاد
926 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز مهکامه (شیما) با شوشو و دختر گلش مسیحا اومدن خونمون

خیلی خوب بود

دلم واقعا برای بودن با یه نفر همدل لک زده بود

کسی که راحت باشم

اون دقیقا همون کسی بود که خیلی از بودن باهاش لذت بردم

ما روزهای بارداری رو باهم در یک کلوپ با چند دوست دیگر گذرانده ایم

چه روزهای خوبی بود!

یادش بخیر!

اما شبش رفتیم خونه عزیز

تا رسیدیم

تشنج آنیتا شدید شد

جوری که من فقط امام حسین رو صدا میزدم و گریه میکردم

عزیز بنده خدا درد خودش یادش رفت و اونم گریه میکرد

الهی بمیرم دلم سوخت

تنها بود

همه هم رفته بودن عروسی

ناراحت اونم بودم

گفتم شهرام زنگ زد به مرتضی و گفت زود بیاد خونه حال مادر خوب نیست گریه میکنه ممکنه فشارش بره بالا

دیشب سریع زدیم بیرون از خونه و بیمارستان که نتیجه ای نداشت و برگشتیم خونه

امروز هم دو تا بیمارستان رفتیم و با دو تا دکتر صحبت کردیم

که نهایتا شنبه بعدازظهر دوباره باید بریم با یه دکتر صحبت کنیم

خلاصه اوضاعمون روز به روز درحال بدتر شدنه

نمیدونم چه خواهد شد ؟چه پایانی در انتظارمون هست؟

چقدر از دست دخترش مسیحا و شیرین کاری هاش خندیدم

اینم عکس یادگاری ما

سمت چپ :شیما و دخترش مسیحای وروجک


 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (19)

مامان یاسمن و محمد پارسا
4 تیر 92 16:51
بمیرم برا انتیای نازم که اینطور بی حاله
عزیزم دبروز رفتیم بیرون از دور که چشمم به حرم و چراغونیاش افتاد اشک تو چشمم جمع شد یاد انیتا جونم افتادم گریم گرفته بود به حضرت معصومه التماس کردم برای شفاش بعد چراغونیای که برا امام زمان بود از خدا کمک خواستم به خاطر وجود نازنین امام زمان انیتای خوشگلم و شفا بده دیروز به یاسمن هم گفتم مامان جون برا یه نی نی خوشگله که مریضه دعا کن زود خوب بشه رفت نشست جای دیگه برگشت اومد می گفت مامان از ته دلم براش دعا کردم انیتای عزیزم ارزو می کنم زود زود خوب بشی ودل مامان و بابای مهربون و شاد کنی دوستتدارم عزیزم


مرسی عزیزم
ممنون از لطفت
نمیدونم واقعا تو برزخم
روز به روز این بچه بدتر میششه و کسی نیست به دادش برسه
اینم ایران اسلامی
دکتر امروز میگفت میتونی ببرش آمریکا .به خنده میگفت شیطان بزرگ
اینم اوضاع ماست
شبنم
4 تیر 92 17:04
خصوصی
ترلان
4 تیر 92 21:22
شهرزاد عزیزم به دلم افتاده انیتا رو ببری پیش حکیم نباتی.تو که این همه کار واسه دختر گلت کردی این راه رو هم امتحان کن.بخدا نه هزینه داره نه ضرر.من معجزات زیادی ازشون دیدم.ادرسشون هم
دزاشیبه.جنب اتش نشانی.اگه بدونی از کجاها مریض میارن براشون.اگه اعتقاد داری این کارو بکن.


سلام ترلان جان
خوبی گلم؟
باشه عزیزم
اتفاقا نزدیکمونه
میبرم
ببینم امشب اگه شد میریم با شوشو
مامان دوفرشته
5 تیر 92 1:36
فدای این دخمل معصومم برم
خدایا فقط شفای آنیتارامیخوام
خدایا دلمونو باخندهاش شادکن


هی عزیزم
کاش بشه فقط این بچه مظلوم خوب بشه
و درد نکشه
راحله
5 تیر 92 5:47
عزیزم چه چهره ی مهربونی داری شهرزاد جونمو البته یه غمی هم تو چهره ات هست که امیدوارم واسه همیشه بره و دیگه پیداش نشه
انشالله یه روز بیام عکسی از چهره ی
شاداب دختر گلتو ببینم که در حال بازی و شیطنت باشه
لعنتی این داروها یعنی هیچ خاصیتی ندارن؟فقط این بچه ی نازنین رو بی حال میکنن همین!؟

اره عزیزم
خیلی غم سختیه
خیلی
خدا سر هیچ مادری نیاره
انشالله
کاش بشه یه روزی این بچه حالش خوب شه
مامان تینا
5 تیر 92 9:38
عزیز دلم

چه غم بزرگی تو نگاته

نمیدونم چی بگم

برای سلامتی آنیتا دعامیکنم

مرسی قربونت برم
اره شدیدا ناراحت و داغونم عزیزم
کلی نسبت به عکسای قبلم هم تغییر کردم
وقتی میگن فلانی شکسته شد یا کمرش شکست
در مورد من کاملا صادقه
نرگس
5 تیر 92 11:30
سلام
آرزوی قلبی من اینه که آنیتا هم مثل مسیحا وروجک بشه و نتونین یه عکس صاف ازش بگیرین از بس که ورجه وورجه میکنه و واسه اون روز هر روز دعا میکنم.

دلم برای دیدن روی ماهتون تنگ شده بود. امیدوارم یه روز یه عکس خندون از شما و آنیتای خوشگل بذارین اینجا


مرسی دوستم
امیدوارم
اوضاع خیلی خوب نیست
کاش به زودی این بیماری لعنتی از تن فرشته کوچکم بیرون بره
الهام مامان علیرضا
5 تیر 92 12:06
سلام شهرزاد عزیزم
نگران نباش
آنیتا خوب میشه قربونت برم
چه کار خوبی کرده شیما جون که به دیدنت اومده
به نظر من رفت و آمد برات خوبه
اگه دوست نداری با فامیل رفت و آمد کنی خوبه که با دوستات رفت و آمد داشته باشی تا از فکر بیماری آنیتا گلی در بیای عزیزم
بذار زمان بگذره
همه چی رو به راه میشه عزیزم
دوست دارم



قربونت برم الهام جون
اره رفت و آمد با اونایی که دوسشون داری باعث ارامشت میشن مخصوصا اگه تو شرایط من باشی
یادمه یه باری که خونه داییم دعوت بودم
بخاطر اینکه یه از افراد نزدیکمون خیلی سوالای بی جا میکنه که بیشتر به فضولی میخوره نرفتم
اونروز دایی خیلی ناراحت شد
اما بعدش بهش توضیح دادم
یه خورده براش سنگین بود
ولی واقعا بعضی ادما رو نمیشه تحمل کرد
نازنین
5 تیر 92 13:10
سلام مامان گل
آنیتای خوشکل ما چطوره؟
اول اینکه ممنون که عکس آنیتا جان رو گذاشتی
خیلی خوشحالم که خوشحال بودی با مهمونات و باهاشون خندیدی و خوش بودی انشالا همیشه خوشحال باشی
شهرزاد عزیز مامان صبور دوست مهربون یکم توکلتو بیشتر کن خدا برا بنده هاش بد نمی خواد ممکنه مادر یا پدر بخواد بچش اذیت بشه؟ پس خدا هم راضی نیست بنده هاش عذاب بکشن
تو بنده خوب خدایی خدا میگه بنده هایی که دوست دارمو امتحان می کنم تا صدام کنن صداشونو دوست دارم
آنیتای گل خوب میشه راه میره صحبت میکنه و میخنده اون زمان تو غرق شادی میشی نتیجه صبوریتو میبینی خدا رو هزار بار شکر میکنی میدونم صبوری کردی ما دستامون بالاس رو به آسمون خدارو به این وقت اذان قسم میدیم آنیتای گل هرچی زودتر خوب بشه. بیا بخاطر وجود آنیتا خداروشکر کن بخاطر نگاه پر محبتش بخاطر آرامشی که از بچت میگیری بخاطر حس مادر بودنی که تجربه کردیو خیلیا آرزوشونه
خدارو شکر کن از ته قلبت نه با زبون نتیجش رو میبینی

عزیز دلم
اینقدر خالصانه نوشتی که اشکام سرازیر شد
ممممممرسی گلم
برامون دعا کن
برای من از صدا گذشته به فریاد گذشته
باور کن
میبوسمت

مرضیه
5 تیر 92 16:44
گلم دکتر امریکارو جدی گفت؟ خارج از کشور شاید بهتر درمان بشه
بهش فکر میکنی؟


چی بگم والا
مراحل رو تا اخر طی کنیم
بعد به فکر میشم
مهکامه(شیما)
6 تیر 92 3:39
مستانه عزیزم هر روز برای خوب شدن آنیتا گلم دعا میکنم ... مستانه کوه صبری عزیزم بهترین مادر دنیا ... مرسی از پذیرایی صمیمانت عاشقتم .. روی ماه هر دوتونو میبوسم .....

دلم براتون یه ذره شده


به به
بووووووووووس
samaneh ghomi
6 تیر 92 10:51
سلام منم ني ني سايتي هستم ديشب ادرس وبلاك و از مامانا كرفتم تا عيد و خوندم خدا بهت قدرت و توان بده و سلامتي كه از دختر كلت به خوبي مراقبت كني شهرزاد عزيز تمام و همه ي سعي تو بكن حتي يه ذره هم نا اميد نشو تمام دارو و دكترها ازمايشها همه رو امتحان كن من ديشب از ته دل دعا كردم اكه قابل باشم و خدا صدامو بشنوه


عزیز دلم مرسی
خیلی برامون دعا کن
روزای سختی رو میگذرونیم
خدا برا هیچ کس نیاره.
سعیده
6 تیر 92 12:06
شهرزاد عزیزم
خیلی خوشحال شدم که یه روز برای خودت بودی و شادی کردی.........کاری نداشته باش بعدش
آنیتا تشنج پیدا کرد و رفتین بیمارستان به شادی اون لحظه با مهکامه فکر کنم..........خیلی چهره دلنشینی داری بر خلاف نظر بقیه من فقط تو چهره تو محبت و امید میبینم و البته قربون آنیتای گلم ماشاالله خیلی بزرگ شده خانوم شده برای خودش........خواهرای دوستم کربلا بودن بهشون شدیدا التماس دعا گفتم برای آنیتا


وای عزیزم
مرسی
از این همه لطفت ممنون
جات خالی بود
خیلی خوش گذشت
الهام مامان علیرضا
6 تیر 92 13:36
سلام شهرزاد جون
علیرضا تو یه مسابقۀ عکس شرکت کرده (مسابقه جشنواره تابستانی نی نی وبلاگ)
ممنون میشم بهش رای بدی فقط کافیه شماره 179 رو به شماره 20008080200 اس ام اس کنی.
بازم ممنون.


عزیزم
مسج کرده بودم
نسرین
7 تیر 92 11:45
همیشه نوشته هات رو می خونم شهرزاد عزیز.
هربار هم از ته دل از خدا می خوام نجاتتون بده و زودتر این فرشته کوچولو رو شفا بده.
ولی نمیدونم چرا دستم به نوشتن نمیره. به خودم می گم آخه کی حال این سه نفر رو میفهمه؟
آخه کی زجری که تو و شهرام می کشید رو درک کرده.؟
ماهایی که بیرون ماجرا هستیم و اینو می بینیم و می شنویم دلمون خونه. شماها چی می کشید.؟
می گم آخه با چه کلامی میشه تسکین درد بود واسه شما.
خلاصه بگم کم میارم. دهنم بسته میشه


قربونت برم عزیزم
میفهمم حستو گلم
بعضی وقتا نوشتن اصلا به ادمی کمک نمیکنه
بعضی وقتا ادمی میمونه اصلا چی بنویسه
اما همینکه به یادمونی گلم یه دنیا ارزش داره
خدا انشالله دلت رو شاد کنه و خواسته قلبیتو اجابت
نسرین
7 تیر 92 11:48
آخه این چشای تو آدمو آتیش میزنه.
چقدر غم توش هست.
ولی ماها جز دعا کاری ازمون بر میاد؟؟
پس دعا می کنم.
به امید شفای آنیتای عزیز.


مرسی نسرین عزیز
بهترین کار رو درحقم میکنید
هاله
7 تیر 92 14:31
چقدر آنیتا شبیه خودته
بیا بغلم شهرزاد جون
ایشالا به زودی لبت خندون خندون بشه


عزیزدلم
همه میگن شبیه باباشه
ههههههه
بالاخره یکی گفت شبیه منه
بووووووووس
منا مامان الینا
8 تیر 92 10:44
شهرزاد جونم الان که دارم واست مینویسم اشک امونم نمیده
آخ که چهره بی حال آنیتا جگرم را میسوزونه

خدایا ببین این دخترک رو
خدایا یه بار دیگه یه نگاه مهربون به آنیتای ما بنداز
خداااااااا یه نشونه ای جلوی شهرزاد بذار که بدونه هستی فراموشش نکردی
میفهمی چی میکشم
میدونم عزیزم
مرسی که اینقدر به یادمونی
پیگیر داروهای انیتایی
خیلی دمت گرم دوستم

شهرزاد جون اگه بدونی من چققققدر توی حرم برای آنیتا دعا میکردم و حتی به نوید هم مسج میزدم که بین دعاهات برای الینا اسم آنیتا را هم ببر
دیگه نمیتونم تحمل کنم گریه ام گرفت




مونایی
10 مرداد 92 3:22
چه خوب که خوشحالید...
همین امشب از خدا می خوام که خوشحالی تون تداوم داشته باشه، تا همیشه...


مرسی مونا جان
انشالله
خداکنه تداوم داشته باشه